السيد الخميني
58
ديوان امام ( فارسى )
درياى عشق افسانهء جهان دل ديوانهء من است * در شمع عشق سوخته ، پروانهء من است گيسوى يار دام دل عاشقان اوست * خال سياه پُشت لبش دانهء من است غوغاى عاشقان رُخ غمّاز دلبران * راز و نيازها همه در خانهء من است كوى نكوى ميكده باب صفاى عشق * طاق و رواق روى تو كاشانهء من است فرياد رعد ناله دلسوز جان من * درياى عشق قطره مستانهء من است تا شد به زلف يار ، سر شانه آشنا * مسجود قدسيان همگى شانهء من است